مینیـــوی راست

NACEG Clock

Callender Full

«  September 2010  »
MTWTFSS
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930 

Mail Services

Home صنعت جدید

قالين افغان؛ گلبافت هاي کيفيت و خلاقيت!

صنعت دستي در افغانستان بخصوص قالين بافي باسابقهء دوهزارسالهء خويش، منحيث عمده ترين اقلام صادراتي کشور؛ همواره از اشتهار و اعتبار جهاني و تاريخي برخوردار بوده و مرغوبيت و کيفيت عالي ديدني و داشتني آن، در رنگارنگي از طرح و نقش؛ اما ساده و سنتي، توجه و تمرکز تاجران و خريداران ملي و بين المللي را به خود جلب نموده و بازار استثنايي و از دست ندادني خودرا گرم و گرانبها نگهداشته است؛
ساليان متمادي پيش از سه دهه جنگ، که صادرات قالين از سوي دولت و وزارت تجارت کشور صورت مي گرفت، صفحات شمال افغانستان و بيشتر مردم شريف ترکمن، در کنار صنعت قره قول، قالين بافي را نيز از مشخصه هاي ملي و منطقوي خويش در فرهنگ سنتي و باستاني کشور، به ثبت رسانده و اين صنعت مهم را در نقش و نگارهاي متفاوت اما سنتي و ثابت، همرنگ گلهاي سرخ شمال، تافت و بافت داده وارد بازار صنايع دستي کشور مي کردند و نام افغانستان را در اين سازه از صنعت ديربار و دشوار، با استادي و زبردستي تحسين آميز، هنرمندانه در دنيا بلند و دلپسند نگهميداشتند؛ طوريکه نوع قالين خال محمدي که در ولسوالي اندخوي بافته مي شد، در بازارهاي جهاني، تا دوصدهزار دالر هم فروش داشت.
در نقاط ديگر افغانستان از جمله مناطق مرکزي هزاره جات نيز جسته و گريخته، قالين بافي در کنار گلم بافي و نمط مالي، رواج داشت؛ اما به دليل دشواري بافت و ديردستي برداشت و افراشت آن، از اقبال عمومي و همگاني برخوردار نبود و غير از انگشت شمار فاميلهايي سرمايه دار و خوشروزگاري که براي ضرورت شخصي و استفادهء خانگي خويش مي بافتند و خصوصي استفاده مي کردند، کافهء مردم از تن دادن به رنج دراز بافتن و تار به تار رفتن و بر پاي دار دشوار آن فرسودن، شانه خالي کرده و آزادي و آسايش خويش را بر سود و سرمايهء حاصل از توليد و تجارت آن، ترجيح مي دادند و از خير آن مي گذشتند!
در شرايط دشوار سالهاي جنگ و آوارگي، که اکثر فاميلها جابيجا شدند و در خارج و داخل افغانستان پريشان و پراگنده رفتند، صنعت قالين نيز همانند ديگر بخشهاي تجاري و صنعتي کشور، با قطع حمايت دولت و اختلال بازار خريد و توليد، از رونق هميشگي افتاد و قالين افغاني، مدت مديد در فراموشي و خاموشي مطلق فرو رفت.
رفته رفته، شرايط بي روزگاري و تنگدستي مردم و نبود زمينه هاي کاري در عرصه هاي ديگر، اکثر مردم آواره و گرسنهء افغانستان را، بار ديگر مجبور ساخت تا بريده از هر راه و روزنه، ناچار به رنج بافتن قالين، تن دهند و اين صنعت سنتي کشور را، بعنوان يک حرفهء ملي و از دست نرفتني، دنبال و از درامد آن در وطن و محن، روزگار بگذرانند و به زندگي ادامه دهند؛
مردم شريف هزاره، منحيث بخش عظيمي از فقيرترين مردم افغانستان، بيشتر از ديگر برادران و هموطنان خويش در اين فصل از تاريخ کشور، به اين شغل مهيا و طاقت فرسا رو آوردند و در نبود مکتب و زمينهء تحصيل در دنياي آوارگي ها و سيهروزگاري ها، حتي از اطفال شان درين راستا منحيث بيشترين نيروي ارزان و فراوان کار، بهره برده و در شرايط اقتصادي سخت و تهيدستي مطلق، شادي ها و خوشي هاي کودکانهء مکتب و قلم و کلاس و همکلاسي را بر پاي دارهاي دلگير قالين، تار به تار با احساس سوخته و گداختهء شان آميختند و گلهاي آزادي و بازيگوشي دوران کودکي شان را رشته به رشته، بر روي قالين نقش زدند؛ تا از گلبافت هاي درد و رنج شان، هم ناني براي خوردن، هم خانه يي براي بودن بيابند؛ هم نبضي براي طپيدن داشته باشند؛ و هم بازار صنعت و تجارت قالين کشور عزيز شان را رونق تازه يي بخشيده، اعتبار و افتخار گذشته و فراموش شدهء آن را از نو احيا و پيدا نمايند.
در نتيجهء اين رويکرد جدي؛ صنعت فراموش شدهء قالين افغاني، پس از سالها غربت و گمنامي، بار ديگر از ارج و اعتبار بين المللي برخوردار شد و جايگاه جهاني و تاريخي خويش را درخشنده تر از گذشته در جهان صنعت دستي و هنر بافتني، در دنيا احراز نمود؛ طوريکه اخيراً در بزرگترين نمايشگاه بين المللي قالين که به تاريخ 24 جدي در هانوفر آلمان، با اشتراک هشتاد کشورجهان برگزار گرديد؛ افغانستان با به نمايش گذاشتن حدود چهارهزار مترمربع قالين دستباف، براي اولين بار در اين نمايشگاه مهم بين المللي شرکت کرد و قالين افغاني، با کسب مقام اول اين مسابقه؛ جايزهء بهترين قالين دنيا از حيث کيفيت و مرغوبيت عالي طرح و رنگ را به دست آورد؛ و تمام قالين هاي افغاني در اين نمايشگاه، به فروش رفت.
قرار است در ادامهء اين موفقيت ها، هيئتي از افغانستان شامل مقامات وزارت تجارت و تاجران و توليدکنندگان قالين افغاني، به تاريخ 29 و 30 جدي، در نمايشگاهي که در شهر "لاس و گاس" امريکا، برگزار مي گردد، شرکت کنند و يکبار ديگر صنايع دستي و قالين افغاني را در درخششي از کيفيت دلپذير با هيئت و نوعيت نو و بي نظيرش، به نمايش بگذارند و توجه جهانيان را به گلبافت هاي زيباي کيفيت و خلاقيت دست هاي صنعت و زحمت، مردم گرسنه و جنگ زدهء افغانستان، جلب کنند!
وزير تجارت کشور، ضمن استقبال اين امتياز مهم بين المللي براي افغانها؛ از ايجاد يک اداره در چارچوب وزارت تجارت و صنايع افغانستان به منظور تهيه و تنظيم سرعت ها و سهولت ها براي توليدکنندگان قالين افغاني، و همچنين واگذاري ساحه اي به وسعت 200 جريب زمين در منطقه ده سبز کابل، براي توليد کنندگان قالين بخصوص آنهايي که از پاکستان به کشور برگشته و به توليد در داخل افغانستان مي پردازند، خبرداد!
اين استقبال اگر از حالت تشريفي و تشويقي محض بگذرد و درعمل نيز متجلي شود، جاي اميدواري است؛ و اينکه بايدها و نبايدهاي فراوان ديگري هم فراروي وزارت تجارت در اين بخش از صنعت مهم کشور وجود دارد؛ که توجه به آنها مي تواند در زمينهء توسعه و ترقي آن، بسيار ممد و مفيد واقع شود.
باآنکه هم اکنون براساس گفته هاي سليمان فاطمي رئيس اداره انکشاف صادرات افغانستان (در گفتگو با يکي از رسانه ها در اوايل سال 1386)؛ حدود شش ميليون تن که هشتاد درصد آنان را زنان و بيشتر کودکان تشکيل مي دهند، در کشور به کار قالين بافي مشغول اند و سالانه حدود دو ميليون متر مربع قالين توليد مي گردد؛ اما تنها2,5 فيصد آن از طريق افغانستان و به نام افغانستان، و بيش از 97 فيصد توليدات آن به ارزش 246 ميليون دالر از پاکستان و به نام پاکستان، صادر مي گردد و عايد و فوايد آن، مفت و مجاني به جيب آن کشور مي ريزد.
عليرغم واگذاري ساحه اي در چمن حضوري کابل، يکهزار جريب زمين در ننگرهار، يک هزار جريب زمين در فارياب و چهارصد جريب زمين در بلخ براي پارکهاي صنعتي قالين براساس فرمان رئيس جمهور درسال گذشته؛ هنوز در زمينهء تسريع طي مراحل اين زمين ها و اعمار پارکهاي صنعتي، عملاً اقدامي صورت نگرفته؛ دلايلي از جمله تکس بالايي که توسط ارگانهاي امنيتي و دولتي در ولايات از تجاران قالين گرفته مي شود، عدم فابريکه هاي شست و قيچي و رنگ آميزي؛ نبود مارکت هاي عرضه و تقاضاي قالين از سوي دولت؛ نبود مرکز تشخيص و تفکيک مواد مرغوب از مردود؛ نبود بانک صادراتي قالين جهت قرضه گيري قالين بافان در افغانستان، و تزلزل امنيتي در سراسر کشور؛ باعث شده که صدور غيرقانوني قالين از کشور، افزايش يابد و قالين افغاني به نام کشورهاي ديگر از جمله پاکستان، وارد بازارجهاني گردد.
وانگهي، درحاليکه پاکستان براي جلب و جذب قالين بافان مجرب افغان؛ به ايجاد پارکهاي صنعتي، ايجاد شهرک هاي رهايشي، ايجاد فابريکه هاي شست و رنگ و قيچي، پرداخت سبسايدي و حتي صدور شناخته کارت پاکستاني اقدام نموده و زمينه هاي دلچسپي مهاجرين براي باقي ماندن در آن کشور را فراهم نموده است؛ متاسفانه در افغانستان، هنوز مکاتب حرفه اي و صنعتي بافت و دريافت قالين، وجود ندارد و مردم فقير و گرسنهء کشور نه براساس يک حرفهء ملي بلکه به حيث تنها منبع درامد زندگي شان به اين حرفه مي پردازند و براي ياد گرفتن آن، مدتها مجاني براي صاحبان کار و کارگاه، المک مي زنند و وقت مي گذارند؛ درحاليکه دولت مي تواند مکاتب حرفه اي بافت و افراشت قالين را تاسيس و کورسهايي را در زمينه تدوير نمايد و با ارائه و انتخاب طرح و رنگ ساده اما جالب و جذاب، وسايل و امکانات لازم را نيز با قيمت نازل در اختيار مردم بگذارد.
علاوه بر نبود راه هاي انتقالي و ترانزيتي سالم و با سهولت، که بر اين بخش از صنايع ملي و داخلي کشور سايه انداخته و قرار گزارشها قيمت ترانسپورت قالين از افغانستان را پنج برابر قيمت پاکستان افزايش داده و وزارت ترانسپورت و هوانوردي کشور سهولتي در زمينه فراهم نتوانسته بازار توليد و تجارت آن را به رکود کشانده است؛ هم اکنون، ميليونها تخته فرش وارداتي کشورهاي همسايه نيز در مارکت هاي مرکز و ولايات کشور، با نرخ ارزان، وجود دارد؛ که اين خود زمينهء افول صنعت قالين را فراهم نموده و بازار دسترنج داخلي کشور را در مارکت هاي داخل و خارج، ضرب صفر کرده است.
براي ترويج و تکثير صنايع دستي و داخلي کشور، بسيار بجا و به سزا خواهد بود اگر علاوه بر توجه و تعمق جدي به بايدها و نبايدهاي فوق الذکر، اولاً جلو توريد فرشهاي خارجي در کشور گرفته شود؛ و ثانياً به تمام وزارتخانه ها و ادارات دولتي، بخشنامه گردد که به عوض فرشهاي خارجي در دفاتر و دهليزهاي شان، از توليد داخلي استفاده نمايند؛ تا ديگر ارگانهاي شخصي و خصوصي هم به تبعيت از آنها به صنايع داخلي رو بياورند؛ و رفته رفته باور به داشته هاي ملي و تکيه به توليدات داخلي، براي مردم به يک فرهنگ ملي و هويت افغاني تبديل و جايگاه قالين افغاني در داخل و خارج کشور، قوي تر از گذشته ها تثبيت و عوايد و فوايد اين صنعت تاريخي نيز به خود افغانها تعلق گيرد.
گفتني است که افغانستان از صادرات قالين در گذشته هاي امنيت و آرامش خويش، سالانه 430 ميليون دالر عايد داشت؛ که هم اکنون اين ميزان به 50 ميليون در سال کاهش يافته و اگر صادرات تمامي توليدات از طريق افغانستان صورت بگيرد، علاوه بر مزاياي معنوي ملي و بين المللي آن، سالانه بيش از 350 ميليون دالر سود خالص پولي، براي دولت افغانستان عايد و فوايد دارد.